نوع و مشخصات مينرالهاي مورد استفاده در صنعت كاشي:
الف: ايليت
خاك سه لايه اي داراي پتاسيم كه منجر به جذب آب كم ميشود.هرچه رنگ آن سبز تر باشد مرغوب تراست زيرا كه داراي K بيشتري است.
خواص ايليت:
1 : سختي پايين
2: استحكام پخت بالا
3: پايداري در ابعاد
4: افزايش بازده بالميل و پرس
5: انبساط معمولي پس از پرس
6: نقطه ذوب پايين
ب: بنتونيت(مونت موري لونيت)
بنتونيت خالص را مونت موري لونيت گويند. مينرال اصلي آن مونت موري لونيت است. ساختار آن شبيه ايليت است.
خواص بنتونيت در بدنه:
انبساط معمولي پس از پرس
1: انبساط ضخامت پس از پرس
2: استحكام خام و خشك بالا ولي پخت پائين
3: انقباض زياد
4: جذب آب زياد
5: استحكام پس از پرس
استفاده آن در ديوار بيشتر از كف است.
ج: تالك
سيليكات آبدار منيزيم 3MgO,4SiO2,H2O
خواص تالك:
1: نرمترين ماده در جدول موهس؛ سختي 1
2: لمس چرب يا صابوني دارد.
3: ساختمان سه لايه اي:
4: انبساط پس از پخت و خشك زياد
5: مقاومت در برابر شوك حرارتي
6: ثبات ابعاد
7: بهتر كردن كيفيت سطح بدنه
8: كمك به خشك كردن لعاب
9: لعاب اعمال شده بر روي آن نيز پس از پخت سطح صافي را بوجود مي آورد.
د: پيروفيليت
رس سه لايه اي . بيشتر در كاشي كف استفاده ميشود.
خواص:
1: پلاستيسيته پائين
2: جذب آب كم
3: انبساط معمولي پس از پرس
4: استحكام خام و خشك پائين
5: انبساط پس از خشك شدن زياد است.
6: پس از پخت هم در دماي 1020 درجه انبساط بسيار بالايي از خود نشان مي دهد.
و: انواع كربناتها و كربناتهاي مضاعف
در دماي پائين تر از 900-800 درجه خارج ميشوند. اگر زمان براي خروج Co2 ندهيم عيوبي مثل بادكردگي و تيرگي لعاب در بدنه ايجاد مي شود. پس از اين مواد نبايست در تك پخت سريع استفاده كرد چون كه سريع خارج نمي شود.
مزاياي آن(Co2):
1: استحكام پخت بالا
2: جلوگيري از عيب ماه گرفتگي
3: جلوگيري از انبساط حرارتي
4: ثبات ابعاد
5: جذب آب بالا
ه: ولاستونيت
سيليكات كلسيم است.از آن مي توان به جاي كربنات استفاده كرد.
خواص :
1: استحكام پخت بالا: دليل اصلي آن داشتن كريستالهاي سوزني است.
2: ضريب انبساط حرارتي كم
3: استحكام خام و خشك كم ولي پخت بالا
4: انقباض خشك اصلاً ندارد؛ كه براي كاشي كف خوب است.
5: در دماي 1020 درجه انقباض پخت آن 0.3% است.
در ايران از اين ماده براي بدنه استفاده مي شود ولي براي لعاب مورد استفاده است زيرا كه در لعاب كاشي هاي ديوار و كف به دليل مات كنندگي نسبت به كربنات كلسيم ديگر جوش نمي زند.
ی: كلريت
به دليل رنگ تيره پس از پخت بيشتر در بدنه هاي قرمز تك پخت استفاده مي گردد.
ومیبدامروز:
امروزه ميبد يکی از شهرستانهای مهم استان يزد است که از همه جهات در چند سال اخير پيشرفت های های قابل ملاحظه ای کرده است وامروزه به دومين شهرستان استان بعد ازيزد ازلحاظ تراکم نسبی جمعيت ،صنعت ومراکز آموزش عالی تبديل شده است وتاريخی ترين شهر استان است وسندآن نارين قلعه است که قدمت آن رابه هزاره سوم قبل ازميلاد می دانندواين شهرستان هر روز پيشرفت های بيشتری داردوامروزه به با توليد بيش از يک سوم کاشی کشور به قطب اين محصول تبديل شده است. ميبددرزمينه گردشگری استعدادهای فراوانی داردکه اخيرا يک هتل احداث شده وکلنگ احداث يک هتل پنج ستاره ويک هتل سه ستاره به همت بخش خصوصی که يکی از بخشهای فعال اين شهرستان است وبسياری ازپيشرفت های اين شهرستان مديون اين بخش است نيز زده شده است و اين به خاطرتبديل شدن ميبد به يکی از قطبهای مهم گردشگری استان وکشور است وهمچنين اين شهر درحال راه اندازی يک دانشگاه سراسری ودر مراخل اوليه ساخت يک مجتمع بزرگ پتروشيمی است که با قول مساعد جناب فرماندار ونماينده محترم مردم ميبد درمجلس جناب آقای يحيي زاده مجتمع پتروشيمی قائم تا سال ۱۳۹۱به بهره برداری خواهد رسيد ...
شهر میبد از نمونه های بسیارنادر وکمیاب شهرهای باستانی ایران است که باوجود ازبین رفتن بسیاری ازبخشهای تاریخی آن بخصوص از بین رفتن بخش اعظمی از نارین قلعه که کهنترین بنای خشتی کشور ودومین بنای خشتی جهان است و عنصر اصلی شهر درروزگاران گذشته بوده است باز هم دارای بافتهای تاریخی وبه هم پیوسته فراوانی است که باوجود گذشت هزاران سال هنوز هم زندگی درآنها جریان دارد واين یکی از نکات جالب این شهر است که باعث شده به عنوان نخستین شهرثبت شده در آثار ملی قرار گیردمناطقی از این شهر که درفهرست آثار ملی ثبت شده توسط سازمان میراث فرهنگی کشور نگهداری می شود وهرگونه دخل وتصرف درآنها ممنوع بوده وجرم محسوب می شود...

هنر كاشي سازي معرق يا كاشي گل وبته كه نزد اروپائيان بيشتر به موزائيك شهرت دارد ، ازقرن هفتم هجري بتدريج زينت بخش معماري ايران ، به ويژه بناهاي مذهبي گرديد . اهميت كاشي معرق نسبت به انواع ديگر كاشي ، زيبائي فوق العاده ودرجه استحكام آن است وبه همين دليل پس از گذشت ساليان سال بر روي بناها برجاي مي ماند .
براي ساخت كاشي معرق ابتدا كاشي را به قطعات كوچك يا بزرگ بريده وطبق نقشه اي كه قبلا تهيه گرديده پهلوي هم مي چينند وسپس بادوغ آب گچ درزها ومنافذ راپرمي كنند به طوري كه تمامي آن به صورت يك قطعه كاشي يكپارچه درآيد وزماني كه سفت ومحكم شد آن رابرروي بنا نصب مي كنند .
هنرمندان دوره تيموريه كاشيكاري معرق رادرشرق ايران توسعه داده وبسياري ار بناهاي مذهبي اين ناحيه به ويژه درهرات ، سمرقند وبخارا پايتخت هاي تيمور وجانشينان اوباكاشي معرق تزئين گرديده است . به موازات رونق اين نوع كاشي درخراسان بزرگ استفاده ازآن درشهرهاي ديگر ايران نيزرواج يافت .
مسجد مولانا به تاريخ 848 ه.ق مدرسه غياثيه خرگرد ، به تاريخ 848 ه.ق مسجد گوهرشاد ، 821ه.ق ، مدرسه دودر 843ه.ق دراستان خراسان ، مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي ومسجد كبود 870ه.ق دراستان آذربايجان ومدرسه امامي 725ه.ق درامام شهر 857ه.ق وهارون ولايت به تاريخ 918 ه.ق ومسجد امام خميني ( مسجد شاه سابق ) مدرسه چهارباغ متعلق به عهد صفويه دراصفهان ومدرسه خان 1024ه.ق درشيراز ومسجد جامع يزد 861ه.ق وبالاخره مسجد ورامين دراستان مركزي 722ه.ق ازجمله بناهاي مذهبي هستند كه شاهكار كاشيكاري هاي معرق رادربر مي گيرد . دركاشيكاري معرق رنگهاي متنوع بكار برده شده كه دراين بين رنگهاي سفيد وآبي تيره ، فيروزه اي سبز و پرتقالي بيشتر به چشم مي خورد .
تااوايل قرن 17 اين سبك كاشي كاري درايران رواج داشته است .
طرحهائي كه دراين زمان بيشتر مشاهده گرديده اند عبارتند از: گل وبرگ به هم پيچيده ويك قطعه ، گل آبي ( رزآبي ) ولاله آبي از چين وگلدان وگاهي نيز پرندگان .
رنگهاي اين آثاركاملا بارنگهاي كاشي هائي كه درقرن 13 ساخته شده ودرتركيه مشاهده گرديده متفاوت است . اين رنگها : آبي ، فيروزه اي متمايل به زرد ، قهوه اي ، سبز ، سفيد ، ارغواني ويك رنگ قرمزمات نپخته كه بر روي سطوح بدنه هاي خاك رسي ويا برروي يك لعاب زرد رنگ نقاشي شده مي باشد .
اينگونه موزائيك ها نيز كاملا باموزائيك هاي تركيه تفاوت دارند . اهميت فوق العاده اين كاشي ها وزيبائي مخصوص آنها فقط اثرهنر لعاب كاري با ضخامت زياد آن مي باشد كه رنگ لعاب كاملا مشخص بوده ودرخشندگي مخصوص خود راظاهر مي سازد . خواص مخصوص خاك رس ودرجه حرارت پخت كم بيسكويت هاي ( خشت هاي كوچك) مواد ايراني وضخيم شدن لعاب درحين انجماد مي تواند دليل زيبائي موزائيك هاي فوق باشند . وجود لعاب شفاف كه برروي آنها داده شده ميتواند موجب پيدايش درخشندگي بيشتر رنگها بوده باشد .
درمرز سده هاي 13-14 ساختمان هاي مهمي درتبريز وحومه آن بنا گرديدند ازآنجمله مقبره غازان خان ايلخاني مغول كه داراي گنبدي بسيار بلند بوده ويا سنگ مرمر تزئين شده است ، مسجد وزير، تاج الدين عليشاه گيلاني مي باشد .
برخي ازساختمان هاي مهم كه درآغاز سده ي 14 ساخته شده اند به شرح زيرمي باشد : مسجد ويا مقبره هشت ضلعي وگنبددار الجايتو خان درسلطانيه ، مسجدي درورامين باسردرنوك تيزوگنبد كه با كاشي هاي لعابي رنگارنگي پوشيده شده وكنده كاري هاي عالي محراب الجايتو خان درمسجد جامع قديمي اصفهان كه بسيار جالب وزيبا است .
ازاواخر دوره تيموريه وآغاز دوره صفويه استفاده ازنوع ديگري ازكاشي معروف به كاشي خشتي ياهفت رنگ درتزيين بناهاي گوناگون متداول شد .
همانطور كه قبلا نيزياد گرديد ، دراواخر دوره هاي تيموري وصفويه بتدريج تزئينات كاشي هفت رنگ جايگزين كاشيكاري معرق گرديد . تحويل ورواج كاشي هفت رنگ راتاحدودي ميتوان ناشي ازدلايل اقتصادي وسياسي دانست . باتوجه به اهميت معماري واحداث روزافزون بناهاي مذهبي وغيرمذهبي دردوره صفويه معماران برآن شدند كه درتزئين بناهاي گوناگون از شيوه تزئيني كاشي هفت رنگ بهره گيرند . بااستفاده از اين شيوه هنرمندان قادر بودند .
گزارشي از فرازو نشيب هاي صنعت كاشي سراميك در ايران
توليد كاشي و سراميك 248 برابر شده استاز زمان احداث اولين واحد توليد كاشي در ايران حدود 45 سال مي گذرد. روند اين صنعت طي 45 سال گذشته به گونه اي بوده است كه از توليد 500هزار مترمربع در سال 1339 به 124ميليون مترمربع در سال 84 رسيده است (248 برابر). با بررسي طرح هاي در حال اجرا اعم از واحدهاي جديد و طرح هاي توسعه واحدهاي در حال كار پيش بيني مي شود كه روند افزايش ظرفيت در چند سال آينده ادامه داشته باشد و ظرفيت اسمي واحدها در سال 1385 به 270ميليون مترمربع و در سال 1386 به بيش از 330ميليون مترمربع برسد. اين در حالي است كه ظرفيت هاي نصب شده در سال هاي فوق بالاتر از ميزان توليد بوده است. به طور كلي توليد و رشد صنعت سراميك ايران را مي توان به چهار دوره كاملا مجزا تقسيم بندي كرد.
1 - دوره اول از سال 1338 تا سال 1357 سياست گذاري هاي صنعتي قبل از انقلاب در قالب برنامه هاي 5 ساله توسعه و به موازات آن ايجاد زيرساخت هاي لازم در ابتداي دهه 30 به گونه اي شكل گرفت كه سرمايه هاي حاصل از بخش تجاري كشور به مسير ايجاد واحدهاي كوچك و بزرگ صنعتي و توليد هدايت شود. در بخش صنعت كاشي و سراميك ايران نيز مشاهده مي شود كه موسسان و سرمايه گذاراني كه براي اولين بار اقدام به احداث كارخانه كاشي نموده اند داراي پايگاه بازاري بوده و طبيعتا سرمايه حاصله نيز منشا تجاري داشته است. سرمايه گذاري و احداث واحدهاي اوليه كاشي و سراميك براساس شرايط و امكانات ذيل صورت گرفت.
I - مزيت نسبي مستتر در بسياري از پارامترهاي توليد مانند مواد اوليه، انرژي، نيروي كار و غيره.
II - تحولات اجتماعي و تغييرات الگوي توليد و مصرف در صنعت ساختمان و گرايش به استفاده از مصالح برتر در سال هاي پاياني دهه 40 و شروع دهه 50 الگوي مصرف در صنعت ساختمان خصوصا در اقلامي مانند كاشي و سراميك نيز تغيير يافته و گرايش به مصرف كالاي لوكس خارجي پيدا كرد. به همين دليل علاوه بر توليد داخلي سالانه يك تا 1/5 ميليون مترمربع كاشي از كشورهاي ايتاليا و اسپانيا وارد كشور مي شود اما شرايط توليد داخلي و بازار رقابتي به گونه اي تنظيم شده بود كه اين ميزان واردات نه تنها هيچ گونه اثر سوء بر توليد داخلي نداشت، بلكه به لحاظ كيفيت و تنوع طرح هاي كاشي وارداتي، زمينه براي ارتقاي سطح كيفي محصولات داخلي نيز فراهم مي شد.
2
| آلبوم تصاویر کاشی |
1- مقدمه:
صنعت کاشی و سرامیک، صنعت نوپایی است که امروزه نوآوری های زیادی در زمینه های مختلف تولید آن و اتوماسیون در آن صورت گرفته است. تقریباً می توان گفت که در تمامی مراحل تولید آن نوآوری های تکنیکی زیادی انجام شده است، مگر در قسمت نهایی تولید آن که هنوز به صورت دستی است و بازدید چشمی سطح برای جداکردن کاشی ها، درجه بندی آنها و مرجوع کردن طرح های معیوب ضروری است. این مقاله به بررسی مشکلاتی که عیوب به وجود می آورند و اشکالات طرح در بازرسی اتوماتیک پرداخته و روش هایی را که برای مشخص ساختن عیوب در کاشی های ساده و طرح دار بررسی می نماید.
در این تحقیق به بررسی مشکلات بازرسی چشمی، آنالیز و مشخصاتی می پردازد که توجیه اقتصادی داشته و به راحتی قابل استفاده باشد:
- اتوماسیون روش کهنه رایج و روش بازرسی دستی مبتنی بر ادراکات ذهنی
- کاهش نیاز به حضور انسان در محیط های آلوده و ناسالم
- بازرسی بهتر و در عین حال باهزینه کمتر
- همگنی و یکسانی بیشتر در درجه بندی های مختلف محصولات
- افزایش عملکرد محصولات و رفع تنگناهای شرایط تولید
افزایش های اخیر ایجاد شده در تولید کاشی و سرامیک این حقیقت را مشخص می سازد که چاره ای جز انجام اتوماسیون در کنترل نهایی محصولات وجود ندارد. Finney [1] تحقیقاتی را بر روی بازرسی ظروف سرامیکی رومیزی انجام داده است. ایشان به بررسی یک نوع از عیوب تنها به وسیله آنالیز شدت تصاویر هیستوگرام (Histogram) پرداخت. هیستوگرام نموداري ميله اي است كه بر اساس فراواني داده ها در دسته هايي رسم مي شود و به كمك آن مي توان داده ها را تشريح كرد و نمايش طرز انتشار، فواصل و ارتفاع سلول ها از هم را بررسی نمود. در این مقاله عیوب مختلف، روش ها و تکنیک های بررسی آنها بررسی می گردد. محدوده روش ها شامل Pin-hole های کوچک و ترک برای کاشی های صاف، برپایه قرار دادن فیلترهای خطی جداگانه و برای کاشی های طرح دار، براساس توزیع Wigner و حضور تناوبی فاصله طرح ها و طبق الگوریتم عیوب رنگی طرح چه به صورت شدت رنگ غیرمعمول و خصوصیات ساختاری کاشی های طرح دار است.
هنگامی که از بازرسی کاشی صحبت می کنیم منظور زمانی است که برای مقایسه دو کاشی برحسب ثانیه صرف می شود و هدف این بازرسی درجه بندی کاشی ها براساس دو پارامتر است که اولی تعیین نام عیب موجود در کاشی و دومی درجه بندی رنگی کاشی است.
عنوان کاشی درجه یک به کاشی هایی اطلاق می گردد که یا کاملاً بدون عیب بوده و یا تعداد کمی عیب و در حد قابل قبول دارند.
عنوان کاشی درجه دو به کاشی هایی اطلاق می شود که تعدا کمی عیب دارند اما هنوز تعداد عیب ها قابل قبول است.
ضایعات هنگامی به وجود می آید که تعداد عیوب بیش از حد گردد.
تعدادی از عیوب رایج که موجب آسیب رسیدن به زیبایی کاشی می شوند و بر روی انواع کاشی های ساده و طرح دار مشاهده می شوند را می توان ترک، برآمدگی، تورفتگی، ته سوزنی(پینهول)، آلودگی، عیب چکه ای، حالت موجی و عیوب طرح و رنگ عنوان نمود. در جدول یک به صورت تفصیلی در این مورد توضیح داده شده است.
بعد از مشخص شدن عیب، فرآیند بازرسی براساس درجه بندی سایه رنگی (Colour shade) ادامه یافته تا میزان شدت رنگ در نمونه های محصول نهایی یکسان باشد . در صورتی که به توضیحات بیشتری در مورد درجه بندی رنگی اتوماتیک سرامیک ها نیاز دارید می توانید به مقاله شماره دو مراجع که توسط Boukouvalas تهیه شده است مراجعه نمایید.
3- الگوریتم تشخیص عیوب
در این بخش به بررسی چند روش کار برای بررسی انواع ویژگی ها در تصاویر کاشی می پردازیم. سپس در بخش پنجم این مشخصات را به عیوب کاشی مرتبط ساخته و به جزییات بیشتر ازقبیل ارتباط نتایج آزمایشی هر کدام از روش های کار با عیوب می پردازیم.
3-1 تشخیص خطی با استفاده از فیلترهای خطی بهینه
انواع خطوط مشخص کننده عیب از قبیل ترک های بزرگ، در مقایسه با فیلترهای ramp-Edge و یا step- Edge ساختار خطی پهنی دارند. این روش که از آن در اینجا استفاده می شود، توسط Petrou [3] ایجاد شده است. این روش شامل پیچش یک بعدی به ترتیب در جهات افقی و عمودی است. مواضع امکان وجود خطوط و فرض وجود آن ارزیابی می شود و شکل سیگنال های خروجی اطراف مواضع با شکلی که انتظار داریم مقایسه می شود تا ببینیم خط مورد نظر فرض ما را تایید و یا رد می نماید. فیلترهای پیچشی می توانند برای تشخیص خصوصیات حتی به اندازه پهنای تاچند پیکسل بهینه و استفاده شوند.
3-2 تشخیص نقطه ای با استفاده از فیلترهای نقطه ای بهینه
در کاشی های ساده با رنگ روشن، عیوب نقطه ای کوچک با زمینه ایجاد کنتراست زیادی می کند. باتوجه به منابع متفاوت ایجاد تفاوت، (به عنوان مثال تفاوت روشنی)، یک بازرسی ساده کافی نمی باشد و بنابراین روش فیلتر خطی اشاره شده در بخش 3-1 گسترش یافت و بررسی عیوب نقطه ای کسترش یافت. تنها تفاوت این است که تصویر کاشی توسط تنها یک فیلتر تهیه می شود که برای استفاده نقطه ای تهیه شده است.
3-3 توزیع ویگنر
اگر بخواهیم طرح های معمولی ای را که در کاشی ها مورد مصرف قرار می گیرند، مورد بررسی قرار دهیم، باید از فرکانس فاصله ای استفاده کنیم. آنالیز فرکانس فاصله ای بدین صورت است که ما در آن تصاویر را به اجزاء منحصر به فرد تبدیل نموده و سپس به بررسی هر جزء می پردازیم. بنابراین عیوب ]با مقایسه[ به راحتی قابل تشخیص و جداسازی است. اگرچه در شکل هایی که طرح رندم و اتفاقی دارند نمی توان انتظار داشت ] که در مقام مقایسه بین دو طرح[ در یک نقطه به یک طرح واحد دست یافت و بنابراین به راحتی نمی توان مشخصات آن را ارزیابی نمود. بنابراین جداسازی عیوبی همانند ترک بسیار سخت است.
بنابراین ما از فرکانس فاصله ای متصل در توزیع ویگنر استفاده می کنیم. [4] این سیستم به ما کمک می کند تا بتوانیم در مناطق متصل، جداسازی طرح را ]در قسمت های مختلف[ بهبود ببخشیم. مطابق این روش، در هر موقعیت براساس پیکسل (x,y)، سری فوریه ترکیبات غیرخطی مقادیر پیکسل در یک طرح به ابعاد N*N را محاسبه نماییم:
W(x,y,p,q)= )
در این روش p و q براست با 0 ، 1 تاN و و پارامترهای تغییرمکان فاصله و تصویر کاشی است. در حقیقت توزیع ویگنر که در بالا شرح داده شد برای بررسی متناسب و براساس موقعیت پیکسل های تصویر کاشی برمبنای سری فوریه است. تمام اجزای مکانی طیفی ویگنر، براساس تشابه آن ها و براساس W(x,y, 0,0) نرمالیزه می شوند و تنها مشخصه های خاص از طیف های رنگی قابل دستیابی است. نتایج تجربی نشان می دهد که تصاویر ترک تنها تحت تاثیر شکل های عمومی طیف قرار دارند تا مقادیر واقعی.
در مرحله بررسی آفلاین، شبیه سازی طیف ویگنر در هر موقعیت پیکسلی تصاویر محاسبه شد. ماتریکس کواریانس می تواند منحصر به فرد باشد. می بایست برای هر پیکسل، تصویر خاضی ارائه شود تا بتوان توزیع آماری هر تصویر در کل شکلی که در آن عیب وجود ندارد، محاسبه گردد. در مرحله آزمایشی، فاصله Mahalanobis در بردار تصویری هر پیکسل، از این توزیع اندازه گیری می شود. مقادیر این فاصله برای ایجاد تصویر نقشه باقیمانده مورد استفاده قرار می گیرد. این تصاویر به وسیله فیلترهای خطی بهینه که در قسمت 3-1 شرح داده شد، برای شناسایی ترک ها مورد استفاه قرار می گیرند.
در این روش p و q براست با 0 ، 1 تاN و و پارامترهای تغییرمکان فاصله و تصویر کاشی است. در حقیقت توزیع ویگنر که در بالا شرح داده شد برای بررسی متناسب و براساس موقعیت پیکسل های تصویر کاشی برمبنای سری فوریه است. تمام اجزای مکانی طیفی ویگنر، براساس تشابه آن ها و براساس W(x,y, 0,0) نرمالیزه می شوند و تنها مشخصه های خاص از طیف های رنگی قابل دستیابی است. نتایج تجربی نشان می دهد که تصاویر ترک تنها تحت تاثیر شکل های عمومی طیف قرار دارند تا مقادیر واقعی.
در مرحله بررسی آفلاین، شبیه سازی طیف ویگنر در هر موقعیت پیکسلی تصاویر محاسبه شد. ماتریکس کواریانس می تواند منحصر به فرد باشد. می بایست برای هر پیکسل، تصویر خاضی ارائه شود تا بتوان توزیع آماری هر تصویر در کل شکلی که در آن عیب وجود ندارد، محاسبه گردد. در مرحله آزمایشی، فاصله Mahalanobis در بردار تصویری هر پیکسل، از این توزیع اندازه گیری می شود. مقادیر این فاصله برای ایجاد تصویر نقشه باقیمانده مورد استفاده قرار می گیرد. این تصاویر به وسیله فیلترهای خطی بهینه که در قسمت 3-1 شرح داده شد، برای شناسایی ترک ها مورد استفاه قرار می گیرند.
3-4 تعیین عیب ساختاری Chromato
این روش برای بازرسی رنگ، طرح و عیوب شکل گرفته در کاشی های با طرح های رندم و اتفاقی مانند کاشی های گرانیتی ایجاد شد. این روش برپایه اطلاعات رنگ و طرح بوده و مشکلات مراحل درجه بندی و آزمایش را برطرف می سازد. در مراحل آزمایشی هنگامی که از کاشی های بی عیب استفاده نمایید، دسته بندی های متنوعی از رنگ های موجود در کاشی می تواند وجود داشته باشد که با کمک ISODATA که تحت سیستم RGB طبقه بندی می شود. سعی برآن است که تعداد این دسته ها، زیاد انتخاب شود تا بتوان سیستم های رنگی را تشخیص داد و خطاهای رنگی به حداقل ممکن برسد. سپس این دسته ها در سیستم رنگی یکنواخت CIE_Luv قرار داده می شود تا از لحاظ ادراکی قابل درک باشد. برای بررسی اتصال دسته های کوچک رنگی و تشکیل دسته های بزرگ تر از هندسه اقلیدسی بهره گرفته می شود. این موضوع با این حقیقت که فاصله اقلیدسی، در فضای رنگی یکسان CIE_Luv بازتاب قابل ادراک و تفکیک دقیق تری دارد، هم خوان دارد. بنابراین تصاویر در گروه های رنگی ای طبقه بندی می شوند که از نظر ادراک یکسان باشند.
|
منشاء لعاب ها
|
|
|
|
مهمترين خواص لعاب ها : در هنگام محاسبه و طراحي فرمول لعاب ابتدا بايد چند خاصيت عمده و اصلي را در آن در نظر گرفت و بر اساس اين خواص فرمول مناسب را انتخاب كرد ويا ارايه داد. مهمترين خواص مورد نظر لعاب ها عبارتند از نقطه ذوب ، كشش سطحي ، ويسكوزيته ، تناسب و تطابق بين بدنه و لعاب ، مقاومت شيميايي ، فراريت ، سختي و خواص الكتريكي لعاب . 1- ذوب : بديهي است كه يك لعاب بايد در درجه حرارت پخت خود بايد قادر به تشكيل فاز مايع باشد . با توجه به اينكه سيليس به عنوان عمده ترين اكسيد شيشه ساز در لعاب هاي سراميكي داراي نقطه ذوب 1710 درجه به كار مي رود بنابر اين در عمل بايد اكسيد هايي به سيليس اضافه شود تا درجه حرارت پخت لعاب به اندازه مورد نظر كاهش يابد اگر اين موضوع را بخواهيم به صورت كاربردي بيان كنيم مي توان گفت كه عملا مهمترين و رايج ترين گداز آور هاي قليايي عبارتند از : Lio2 – Pbo - Na 2o - K 2o– Bao – Cao – Sro – Mgo – Zno كه خاصيت گداز آوري آنها از چپ به راست كمتر ميشود. البته بايد توجه داشت كه هر يك از اين گداز آور ها عكس العمل ها و ويژگي خاص خود را دارد و در هر مورد مشخص با يد به اين ويژگي ها توجه كرد .
مهمترين ويژگي گداز آور ها محدوده استفاده از آنهاست به اين معني كه بعضي از گداز آور ها صرفا در درجه حرارت پايين قابل استفاده بوده و در درجه حرارت بالاتر فرار مي باشند.(به عنوان مثال اكسيد بور و اكسيد سرب) از طرف ديگر بعضي از اكسيد ها ي گداز آورصرفا در درجه حرارت بالا به عنوان گداز آور فعالند و در حرارت هاي پايين دير گداز محسوب مي شوند(مانند اكسيد كلسيم و منيزيم). بعلاوه بعضي از گداز آور ها فقط در كنار گداز آور ديگري ميتواند به طور فعال عكس العمل نشان دهد و اصطلاحا گداز آورنده كمكي ويا فرعي است.(مانند اكسيد منيزيم واكسيد روي). اين موضوع داراي دلايل شيميايي است كه از حوصله اين بحث خارج است. شكل زير محدوده فعاليت رايجترين گداز آور ها ي مصرفي در لعاب را نشان ميدهد. خطوط بريده شده در اين شكل نشان دهنده فراريت گداز آورنده در آن دما ست.
2- ويسكوزيته: ويسكوزيته لعاب در درجه حرارت پخت يكي از مهمترينويژگي لعاب هاست . ويسكوزيته زياد لعاب ها يكي از مهمترين عوامل در جلوگيري از تبلور آنها مي باشد ولي اين مورد صرفا دليل اهميت خاصيت ويسكوزيته در لعاب ها نمي باشد. اگر ويسكوزيته لعاب كم بوده وبه عبارتي ديگر لعاب بيش از حد روان باشد در بالا ترين درجه حرارت پخت تحت تاثير وزن خود حركت نموده و اصطلاحا" شره " ميكند . اين عمل علاوه بر آسيبي كه به ظاهر كاشي ميرساند باعث چسبيدن كاشي به رولر ها نيز ميگردد. لعاب با ويسكوزيته كم اگر روي بدنه هاي با تخلخل بالا مورد استفاده قرار گيرد به بدنه جذب شده و سطح مناسب و صافي ايجاد نمايد. چون براحتي به بدنه جذب شده و تغييراتي شيميايي را در بدنه و خود لعاب بوجود مي آورد. از طرفي لعاب هاي با ويسكوزيته زياد قادر به ايجاد سطوح يكدست وبدون موج نيستند.مضاف اينكه در بالاترين درجه حرارت پخت حباب هاي موجود در فاز مايع (لعاب ) قادر به خروج نيستندو سطح لعاب به صورت حفره حفره ديده مي شود. ويسكوزيته نه فقط در مورد لعاب بلكه در مورد رورنگي ها كه بعد از لعاب و براي پخت سوم روي كاشي اعمال ميگردد نيز قابل توجه است . بديهي است كه درجه حرارت و نيز مدت زمان پخت در مقدار ويسكوزيته لعاب بسيار مؤثر است ولي علاوه بر اين دو تركيب لعاب و اكسيد هاي تشكيل دهنده آن (با توجه به نقش اكسيد هاي مختلف در ساختمان لعاب ) نيز عامل بسيار مهمي در تعيين مقدار ويسكوزيته مي باشد. به طور كلي اكسيد هاي قليايي بيشترين تآثير را دركاهش ويسكوزيته واكسيد آلومينيوم بيشترين تآثير را در افزايش ويسكوزيته لعاب ها دارند . 2 – كشش سطحي: از آنجايي كه كشش سطحي سيالات تمايل دارد سطح مايع را به حد اقل ممكن كاهش دهد. واز آنجايي كه دراحجام كروي سطح كمينه است اگر مقدار مايع كم باشد يك قطره از مايع تحت تآثير كشش سطحي به كره تبديل مي گردد.
لعاب هاي مذاب در مقايسه با مايعات ديگر داراي كشش سطحي قابل ملاحظه اي مي باشند. لعاب هايي كه داراي كشش سطحي بالايي هستند در هنگام ذوب تمايل دارند كه شكل كروي به خود بگيرند و خود را جمع كنند. در نتيجه قسمتي از بدنه بدون لعاب باقي مي ماند . اين عيب در صنعت سراميك با اصطلاح لعاب نگرفتگي مشخص مي شود. از طرف ديگر لعاب هايي كه داراي كشش سطحي كمي هستند مانند لعاب هاي با ويسكوزيته كم تمايل دارند از سطح كاشي سرازير شده و "شره" نمايند. به طور كلي لعاب هايي كه داراي ويسكوزيته زيادي هستند داراي كشش سطحي قابل ملاحظه اي هستند ولي اين بدان معني نيست كه لعاب هاي با ويسكوزيته بيشتر هميشه داراي كشش سطحي بيشتري هستند. به هر حال باتوجه به ارتباط كلي ويسكوزيته و كشش سطحي مي توان نتيجه گرفت كه تركيب لعاب و به طور اخص اكسيد هاي تشكيل دهنده لعاب همانگونه كه در ويسكوزيته مؤثر مي باشند در كشش سطحي نيز تاثير دارند.
3 - تناسب لعاب و بدنه : تناسب لعاب و بدنه با بررسي پارامتر اختلاف انبساط حرارتي لعاب و بدنه (كه عمدتا به تركيبات اين دو و تنش هاي موجود بستگي دارد ) مورد ارزيابي قرار مي گيرد. ضريب انبساط خطي عبارت است از افزايش واحد طول به ازاي ازدياد يك درجه سانتي گراد دما .اين مقدار در دماهاي مختلف متفاوت است لذا بايد قيد كنيم كه اندازه گيري در چه محدوده اي از حرارت انجام شده است. مثلا ضريب انبساط خطي شيشه 5x10-7 در محدوده دمايي 20 تا 500 درجه است. مهمترين شرط ايجاد تناسب و تطابق بين لعاب وبدنه كاشي است . براي بررسي بهتر اين موضوع حالت هاي مختلف را مورد بررسي قرار مي دهيم: 1- ضريب انبساط لعاب بيشتر از بدنه باشد: بديهي است كه لعاب موقع سرد شدن تمايل دارد بيشتر از بدنه منقبض شوداما بدليل اتصال بين بدنه ولعاب ، بدنه بدليل انقباض كمتر خود ازوقوع اين عمل جلوگيري نموده ودرنتيجه لعاب تحت تنش كششي قرار ميگيرد. كه نتيجه آن چيزي نيست جز ترك خوردن لعاب و يا تقعر كاشي .
2- ضريب انبساط لعاب و بدنه يكسان باشد: اين حالت از نظر تئوري ايدآل است اما تجربه خلاف اين مطلب را به اثبات مي رساند . بدين معني كه در چنين مواردي در سطح لعاب كاشي در عمل ودر هنگام مصرف (بعد از مدت كوتاهي )ترك هايي به وجود مي آيد . چراكه تغييرات درجه حرارت محيط به طور يكسان بدنه و لعاب را تحت تأثير قرار نمي دهد بلكه اين لعاب است كه قبل از بدنه تحت تأثير درجه حرارت قرار گرفته و بنابراين علي رغم ضرايب انبساط برابر باز هم در عمل تحت تنش كششي قرار مي گيرد . پس نتيجه مي گيريم كه يكسان بودن ضرايب انبساط لعاب و بدنه به معني تناسب و تطابق لعاب و بدنه نيست . 3- ضريب انبساط بدنه بيشتر از لعاب باشد : در اين مورد بدنه تمايل دارد كه هنگام سرد شدن بيشتر از لعا ب منقبض شود و بنا بر اين لعاب را تحت تنش فشاري قرار مي دهد .اما فرآورده هاي سراميكي تنش هاي فشاري را بهتربسيار ازبهتر از تنش هاي كششي تحمل مي كنند . بنابراين اگر تنش فشاري بيش از حد نباشد در نتيجه لعاب قادر به تحمل آن خواهد بود. ولي اگر بيشتر از حد معمول باشد لعاب به صورت پوسته از بدنه جدا گرديده و اصطلاحا لعاب پوسته مي شود و در اين صورت لعاب به راحتي حتي بوسيله ناخن كنده شده وبه صورت فلس هاي نازك لعاب جدا مي شوند. با توجه به سه مورد اشاره شده در بالا مي توان نتيجه گرفت كه براي ايجاد بك تناسب واتصال صحيح بين لعاب و بدنه لازم است كه ضريب انساط لعاب تاحدودي (البته نه بيش از حد ) كمتر از ضريب انبساط بدنه بوده و به عبارت ديگر انقباض لعاب كمي كمتر از بدنه باشد تا بدين ترتيب به جاي اينكه لعاب تحت عوامل مخرب قرار گيرد تحت تنش فشاري مناسب قرار گيرد . براي ايجاد ذهنيت مناسب از اين موضوع جا دارد كه اشاره شود به عنوان مثال بدنه هاي ارتن ور معمولا داراي ضريب انبساطي 7-7.5x10-6 ولعاب هاي ارتن ور داراي ضريب انبساطي 6.5x10-6 ميباشند. (درمحدوده دمايي 20 تا500 درجه ) اكسيد هاي سديم و پتاسيم بيشترين تاثير را در افزايش ضريب انبساط داشته واكسيد هاي قليايي خاكي مانند اكسيد هاي ليتيم ،سرب و روي با شدت كمتري ضريب انبساط لعاب را افزايش مي دهند و به صورت معكوس اكسيد هاي شبكه ساز (Sio2 – B2o3 ) باعث كاهش قابل ملاحظه اي در مقدار انبساط حرارتي ميگرند.
5 - مقاومت شيميايي : از انجايي يكي از اهداف بكارگيري لعاب بر روي كاشي مقاومت آن دربرابر مواد شيميايي است لذا قبل از تهيه آن بايد به اين مشخصه توجه خاصي كرد . به طور كلي مقاومت شيميايي لعاب هايي كه داراي درجه حرارت پخت بالايي هستند بيشتر است اكسيد هاي قليايي تاثير زيادي در كاهش مقاومت شيميايي لعاب عا دارند. اكسيد هاي قليايي خاكي داراي تاثير حد وسط هستند و اكيسد روي ، اكسيد سيليسيم و اكسيد آلومينيوم تاثير زيادي بر افزايش مقاومت شيميايي دارند. 6 - فراريت: بسياري از اكسيد هاي موجود در لعاب ها ممكن است در خلال پخت تبخير گرديده و باعث تغيير در تركيب لعاب شده ونيز تاثير مخرب ونامطلوبي ايجاد نمايد. به طور كلي مهمترين عوامل مؤثر در فراريت لعاب ها تركيب شيميايي آنها ، درجه حرارت ، زمان پخت و محيط كوره است توجه به اين موضوع با توجه به جدولي كه در قسمت ذوب امده است به هنگام طراحي فرمول لعاب از اهميت زيادي برخوردار است . 7 – سختي : سختي خاصيتي است كه به صور مختلفي تعريف ميگردد و مي توان ان را مقاومت در برابر نفوذعمقي نسبت به خراش دانست . سختي لعاب مانند ديگر خواصي كه تاكنون مورد بررسي قرار گرفت به تركيب لعاب بستگي دارد . به طور كلي لعاب هايي كه درجه پخت بالاتري دارند داراي سختي بيشتري مي باشند و بنا بر اين لعاب پرسلان ها از لعاب ارتن ور ها بسيار سخت ترند واين بدان معنا ست كه گداز اور ها (به جز اكسيد بور) با عث سختي لعاب ها مي گردند .به طور مشخص شبكه ساز ها باعث افزايش شبكه مي گردند .( سيليس و اكسيد بور ) البته بايد توجه داشت كه اكسيد بور اگر از مقدار مشخصي فراتر رود معكوس عمل مي كند.
|
کاشی های لعابدار (Glazing Tile)
سرامیکهای ایرانی تحت تاثیر کاشیهای وارد شده از چین بودند این کاشی ها که برای مقاصد تزیینی استفاده می شدند در سراسر آسیای جنوبی ، آفریقای شمالی ، اسپانیا و حتی اروپا نیز پخش گردید . از آنجا که هنر اسلامی از تخیلات انسانی سرچشمه می گرفت و در پیشرفت و توسعه دین اسلام تاثیر گذار بود صنعتگران به ارائه کاشیهای با رنگ روشن و مرصع یا بافت پیچیده روی آوردند .
کاشیهای لعابی پررنگ در الگوهای موزاییکهای بزرگ و تغییر رنگ های ظریف کنار هم چیده می شدند . صنعتگران مسلمان از اکسیدهای فلزی مانند قلع ، مس ، کبالت ، منیزیم و آنتیمون برای لعاب کاشی استفاده می کردند که لعابی درخشنده تر و محکمتر حاصل می نمود .
در قرن پانزدهم کاشیهای با لعاب اکسید فلز در ایتالیا متداول شدند و بتدریج در صنعتگران شمال ایتالیا نفوذ کردند . مراکز تجاری مهم اروپایی به این موتیفهای محلی اهمیت دادند بطوریکه برخی از این کاشی ها هنوز هم استفاده می شوند مانند کاشی دلفت ( از دلفت هلند) و کاشی ماجولیکا ( از مایورکای اسپانیا) .
کاشیهای پخته شده (Firing Tile)
مصریهای باستان اولین کسانی بودند که کشف کردند کاشیهای رسی پخته شده در کوره محکمتر و در برابر آب مقاومتر هستند . بسیاری از تمدنهای باستان از کاشیهای مربعی کوچک پخته شده رسی برای تزیین در معماری استفاده می کردند .
ساختمانهای شهرهای قدیمی بین النهرین با سفالینه های قرمز بدون لعاب و کاشیهای رنگارنگ نماکاری شده بودند . یونانیان و رومیان باستان از سرامیک در کف ، سقف و حتی لوله کشی درون ساختمانها استفاده می کردند . چینیها از رس سفید رنگ به نام کائولین استفاده می کردند تا بتوانند سرامیکی مقاوم و سفید رنگی به نام چینی (Porcelain)تولید کنند . در اروپای قرون وسطی از کاشیها در کف کلیساها استفاده می شد . در سراسر قاره اروپا بیزاسنها به بهترین شکل از کاشیهای کوچک در مقیاسهای کوچک استفاده می کردند . آنها با استفاده از کاشی و شیشه و سنگ الگوهای موزاییکی پر مفهوم و زیبایی خلق کرده اند .
|
كرابــانــد
کلاس استاندارد طبق EN12004 · پایه سیمانی c نرمال 1 کلاس c1 در کجا استفاده میشود · جهت نصب انواع کاشی و سرامیک و سرامیک مینیاتوری در فضاهای داخلی و خارجی ساختمانها در کف، دیوار و سقف. · اتصال نقطه ای بر روی مواد ایزولاسیون مانند ورقهای پلی استایرن، پشم شیشه و پشم سنگ، پانلهای سیمانی، پانلهای صداگیر. چند مثال از موارد استفاده · سرامیک مینیاتوری روی کاغذ و توری از انواع سرامیکهای شکسته و یا سرامیکهای تک پخت و غیره. · دیوارهای سیمانی مرسوم از ملات. · اسلپ های عادی بتونی مسلح و عادی. · دیوارهای گچی و یا پیش ساخته گچی بشرط آنکه قبلا" با پرایمر مناسب پوشش شده باشند.
خصوصیات فنی
کراباند در رنگهای خاکستری و سفید از سیمان و پودرهای مصنوعی رزینی و همچنین بعد از اختلاط با مقدار مشخص آب، کراباند به ملات بسیار نرم و چسبنده ای بسیار قوی تبدیل میشود. شره کم و چسبیدگی بالای آن اجازه میدهد بصورت عمودی روی دیوار بدون ریختن و اجازه سر خوردن سرامیک به پایین اجراء شود. کراباند بدون جمع شدن زیاد خشک میشود و شدیدا" مقاوم شده و به مواد نصب شده مرسوم میچسبد. تذکر: در صورت اختلاط کراباند با ایزولاستیک (ISOLASTIC) قابلیتهای ملات چنان افزایش میابد که کلاس ملات را به C2 (چسبهای پیشرفته پایه سیمانی) (طبق استاندارد EN 12004) و یا به کلاس S2 (چسبهای فرم پذیر عالی) (طبق استاندارد EN 12002) ترقی میکند.
توصیه ها · کراباند را در موارد زیر با ایزولاستیک مخلوط کنید. · روی دیوار پیش ساخته بتونی · روی دیوارهای بتونی قالب گیری شده · روی کف هایی که سیستم گرمایی از زیر دارند. · با سرامیکهای بزرگ · برای نصب سرامیک مینیاتوری شیشه ای. · برای نصب گروه سنگها بشرط آنکه مقاوم و بدون رطوبت باشند. کراباند را در شرایط زیر استفاده نکنید. · مواد چوبی. · تخته های گچی. · سطوح فلزی، لاستیک، پی وی سی و مشما. · در جایی که ممکن است فورا" بر روی ان رفت و آمد شود. · برای نصب سرامیکهایی که جذب آب ندارند، مانند سرامیکهای لاشه ای، سرامیکهای تک پخت و ... روش نصب
· آماده کرده زیرسازی. · محل نصب باید سالم، محکم و بدون قطعات سست، چرب، روغنی، رنگی، واکس خورده و خشک باشد. · کفهای سیمانی که میخواهیم روی آن را با استفاده از کراباند سرامیک کنیم نباید در حال خشک شدن و جمع شدن باشد. در بهار و تابستان کف سیمانی باید حدود یکهفته برای هر سانتیمتر ضخامت سیمان گذشته باشد. برای ملاتهای مایع ریختنی حداقل 28 روز گذشته باشد مگر اینکه با مواد مخصوص MAPEI مانند ماپه چم(Mapecem) و یا تاپ چم(Topcem) و یا تاپ چم پرونتو(Topcem pronto) مخلوط شده باشد. · اگر سطح زیر نور خورشید گرم است آنرا با آب، مرطوب و خنک کنید. · سطوح گچی و گچهای پیش ساخته باید کاملا" خشک و به اندازه کافی سفت و بدون گرد و غبار باشد. پوشش سطوح گچی با پرایمر جی(Primer G) و یا ماپه پرایمر اس پی (Mape primer sp) بسیارحیاتی است. سطوحی که ممکن است با رطوبت بالا تماس داشته باشند بهتر است از پرایمر اس(Primer S) استفاده کنند. آماده کردن مخلوط ملات
· کراباند باید با آب تمیز جهت بدست آمدن یک خمیر کاملا" یکدست بدون کلوخه مخلوط شود. بعد از 5 تا 10 دقیقه صبر، دوباره بهم بزنید سپس خمیر آماده استفاده است. · مقدار آب مورد نیاز 23 تا 26 قسمت در 100 قسمت وزنی پودر کراباند طوسی است. به عبارت دیگر برای هر بسته 25 کیلویی پودر کراباند طوسی 7/5 تا 5/6 لیتر آب نیاز است.(یکی و نصف دبه چهار لیتری) · خمیر بدست آمده با روش فوق قابل استفاده تا 8 ساعت است. · مقدار آب مورد نیاز 24 تا 27 قسمت در 100 قسمت وزنی پودر کراباند سفيد است. به عبارت دیگر برای هر بسته 25 کیلویی پودر کراباند سفيد 6 تا 5/6 لیتر آب نیاز است.(یکی و نصف دبه چهار لیتری) روش استعمال
کراباند را با ماله شیار دار روی کف آماده پخش میکنیم . از ماله ای استفاده کنید که حداقل برای چسبیدن مناسب اقدام زیر الزامی است، اول با قسمت صاف ماله، لایه نازکی از ملات را ميکشیم و سپس توسط قسمت دندانه دار ملات با ضخامت مناسب را به شرح زیر شیار دار پخش میکنیم. · برای سرامیک مینیاتوری 5×5 ماله شیار دار شماره 4 با دندانه های چهار گوش استفاده شود. · برای کاشی های معمولی دیوار ماله شماره 5 با شیار V شکل، مقدار مصرف 5/2 تا 3 (متر مربع /کیلو گرم) پیشنهاد میگردد. · برای سرامیکهای کف و یا سرامیک و کاشی های غیر عادی، مانند گودی های بزرگ، از ماله شیاردار شماره 6 با شیار V شکل استفاده شود. مقدار مصرف 5 (متر مربع/کیلوگرم) پیشنهاد میگردد. · برای سرامیکهای بیرون ساختمان و همچنین کف و دیوار ی که ممکن است یخ بزند و یا محل مصرف خاص مانند استخر و سرامیکهای بزرگ تر از 9 دسیمتر مربع و یا کف هایی که پس از نصب ساب میخورند و یا ترافیک عبوری زیاد دارند، چسب کراباند باید بصورت صاف مالیده شود.
نصب کاشی ü نیازی نیست که کاشی را قبل از نصب مرطوب کنید ولی اگرپشت کاشی گرد و غباردار اشکالی ندارد آنرا در آب تمیز فرو کنید. ü معمولا" در حال نصب کاشی فشار مناسب بمنظور اطمینان از فشرده و متصل شدن چسب لازم است.
تنظیم کاشی حداکثر 45 دقیقه پس ازنصب:
زمان چسبیدن معمولا" 20 تا 30 دقیقه است ولی در شرایط خاص، مانند کار زیر نور خورشید گرم، کف با جذب آب زیاد و یا بادهای گرم و خشک این زمان کوتاهتر میگردد و گاهی به چند دقیقه میرسد.به همین منظور دائما" ملات را بررسی کنید که آیا لایه چسبنده دارد یا خشک شده. ü در صورتی که سطح ملات بنظر خشک رسید آنرا دوبازه بهم زده از اضافه کردن آب پرهیز گردد. به هم زدن ملات لایه کم رطوبت رویی دوباره در ملات حل میشود. ü تنظیم کاشی حداکثر 45 دقیقه پس از نصب امکان پذیر است و پس از این زمان جابجائی کاشی مشکل آفرین است. ü سرامیکهای نصب شده حداقل 24 ساعت از باران و شتشو محافظت شوند و بین 5 تا 7 روز از تابش مستقیم خورشید یا یخ زدگی جلوگیری گردد. نصب عایق ها و محافظ ها نصب عایقهای حرارتی و صدا و یا پانلهای جداکننده باید با ماله انجام شود. نمره ماله و یا ضخامت ملات روی آن به صافی سطح و وزن هر پانل بستگی دارد. در این نوع نصب هم باید به زمان نصب توجه داشته باشیم ممکن است در برخی از موارد پانلهای سنگین در چند نقطه نیاز به محکم کاری داشته باشد، تا زمانی که کراباند شروع به محکم شدن کرد نقاط تقویت را برداشت. بند کشی و آب بندی بندکشی بین سرامیکهای دیوار میتواند 4 تا 8 ساعت بعد از نصب انجام شود ولی سرامیکهای کف 24 ساعت بعد از نصب توسط خمیرهای بندکشی یا پایه سیمانی یا پایه اپوکسی که در رنگهای مختلف موجود است انجام گیرد. محلهای اکسپنشن باید بوسیله محصولات مخصوص .............استفاده شود. استفاده سبک از محل سرامیک شده. کفهای تازه نصب شده میتواتند تقریبا" 24 ساعت بعد از نصب مورد استفاده سبک قرار گیرد.
آماده استفاده کف 14 روز بعد از اتمام نصب میتواند بصورت ترافیک کامل استفاده شود نظافت ابزار و دست را ميتوان توسط آب شست ولی کف و دیوار را توسط پارچه نمناک پاک کرد. آب بصورت کم جهت شستشو فقط بعد از گذشت چند ساعت از نصب قابل استفاده است.
مقدار مصرف سرامیکهای مینیاتوری با ماله شیار دار شماره: 4 2 مترمربع/کیلو سایزهای نرمال سرامیک با ماله شیار دار شماره: 5 3-5/2 مترمربع/کیلو فضای بیرونی ماله شیار دار شماره: 6 4 مترمربع/کیلو و بیشتــر بسته بندی کراباند در دو رنگ سفید و طوسی در پاكتهای 25 کیلویی و یا کارتنهای شامل 4 بسته 5 کیلویی موجود است.
موارد مهم در آماده سازی و نصب کراباند مواد سیمانی دارد و در صورت تماس با عرق بدن نوعی آلکالاین بوجود میاورد که برای بدن مضر است در موقع استفاده از دستکش و عینک استفاده کنید.
مشخصات فنی طبق EN 12004 نوع پودر
رنگ سفید و طوسی چگالی(g/m3) 30/1 مقدار خشک 100% نگهداری 12 ماه در بسته بندی اصلی، 12 ماه در محل خشک کلاس خطر و احتیاط طبق EEC88/379 ندارد تعرفه گمرکی 38.24.5090
|